ناتوی فرهنگی

ناتوی فرهنگی
مسئله ناتوی فرهنگی پدیده ای قرن بیستمی است که در واقع شکل جدیدی از جهان گشایی غربی است. نظریه پردازان در کشورهای مختلف در حال پیشرفته یا جهان سومی که در معرض این پدیده هستند به بررسی آن پرداخته اند. در مواردی اندیشمندان غربی نیز این مسئله را پذیرفته و از جهاتی آن را تحلیل کرده اند.
فرهنگ، کلیت به هم پیوسته ای از ارزشها ، اعتقادات، آداب و سنن، احساسات و گرایشات، افکار و اندیشه ها، بینشها و عناصر سازنده و شکل دهنده شخصیت و اخلاق و اعمال هر قوم و ملتی است. اساس تمدن هر جامعه که هویت دهنده آن نیز هست. فرهنگ مبنایی است که باید جهت دهنده به سایر حوزه ها چون سیاست و اقتصاد باشد.فرهنگ اهمیت و تأثیر بسیاری در شکل دهی مناسبات بین کشورها داشته است.
ناتوی فرهنگی که بعد از سقوط مارکسیسم و جنگ سرد مطرح شد در واقع پیمان ناتو را از جنبه نظامی _امنیتی به سمت فرهنگی سوق داد و به ابزار فرهنگی به عنوان سربازانی نگاه می کرد که باید به جهان گشایی بپردازند.در این دوران که انفجار بزرگ اخبار و اطلاعات اتفاق افتاده بود نقش مرزها و دولت ها در تولید فرهنگ رو به کاهش می رفت و تلاش برای ایجاد دهکده واحد جهانی با کدخدایی صهیونیسم بین الملل افزایش می یافت.این تلاش منجر به ایجاد یکسان سازی فرهنگی و هویتی می شد که در جهت هدف بزرگ قوم یهود یعنی سیطره بر کل جهان و تسخیر عالم بود. نظریه پردازان صهیونیسم بین الملل معتقد بودند که باید افکار و دلها را تسخیر کرد تا بتوان با جهت دهی آنها به اهداف و اغراض رسید.در این تسخیر و جهان گشایی بزرگترین مانع و سد راه ،دین مبین اسلام است.بسیاری معتقد به تقابل اسلام با غرب هستند اما در واقع تقابل حقیقی اسلام با پشت پرده ی غرب یعنی تفکر صهیونیستی است. همان تفکری که با زیرکی و پنهان کاری توسط سردمداران آمریکایی و اسرائیلی ،قدرت و ثروت غرب اروپایی را در دست دارد و به راحتی می تواند سران اروپا را بازی دهد و قطعاً به جهان سومی ها رحم نخواهد کرد و با ناتوی فرهنگی تلاش می کند تا از طریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی مردم در کشورهای جهان سوم ،آنها را چنان در جهت منافع و اهداف غرب هدایت کند که مردم این کشورها در مواقع لزوم به پیاده نظام قدرتهای بیگانه تبدیل شوند و از همین مردم برای ساقط کردن دولتهایشان استفاده می شود مانند اتفاقی که در جریان انقلاب های مخملی در کشورهایی چون اوکراین یا گرجستان افتاد.
خانم فرانسیس استیونر ساندرز در 1999 کتاب (جنگ سرد فرهنگی) را منتشر کرد و در آن افشاگری هایی در مورد سرویس اطلاعاتی آمریکا انجام داد که جنجال بسیاری در محافل روشنفکری آمریکا به راه انداخت .در این کتاب تأثیر و نفوذ سازمان سیا بر شبکه های تلویزیونی،رادیویی ،سازمان های گوناگون بین المللی فرهنگی،دانشگاهها،اساتید و دانشجویان مشخص شده بود و البته خانم ساندرز و هیچ پژوهشگر دیگری در امریکا جرأت افشای تفکرات صهیونیستی نومحافظه کاران حاکم بر آمریکا را ندارد اگرچه غلبه و نفوذ صهیونیستها بر کاخ سفید با حاکمیت هر جناحی همچنان پابرجا می ماند و منجر به جنگ های نظامی ،اقتصادی و مهمتر از همه فرهنگی می شود.
ناتوی فرهنگی که ریشه در انسان مداری غرب دارد ،تلاش می کند تا با مسئله دهکده واحد جهانی و همسان سازی فرهنگی ،هویت های اصیل مردم هر منطقه را کمرنگ کند و از بین ببرد و هویت جدیدی از انسان مدرن مصرفگراي تابع بيتفاوت را جايگزين نمايد و در راستاي اين هدف از ابزار گوناگوني استفاده ميكنند حتي سازمانهاي بينالمللي هم با عناوين و در قالبهاي متفاوت در همين جهت حركت ميكنند.يكي از مهمترين اين سازمانها يونسكو بازوي فرهنگي سازمان ملل است كه به صورت تبعيض آميزي با فرهنگهاي ملل گوناگون برخورد مي كند. حتي سازمانهاي اقتصادي هم مي توانند در راستاي اهداف فرهنگي، با تغيير خواسته ها و الگوهاي مصرفي مردم، بر ارزشها و باورهاي آنها تاثير گذارند.و در واقع تاثير متقابل اقتصاد – فرهنگ و سياست – فرهنگ كمك شاياني در شكل دهي دهكده واحد جهاني مي كند.
رسانه ها از ابزارهاي مهمي هستند كه در ناتوي فرهنگي به كار گرفته مي شود تا هويت واحد انسان مدرن غربي را جايگزين هويت هاي ملي – ديني كنند. راديو ، تلويزيون، اينترنت، ماهواره، بازيهاي رايانه اي كه اسطوره ها و الگوهاي جديدي را مطرح مي كنند و از طريق ايجاد خودباختگي فرهنگي و ترويج روحيه بي تفاوتي سبب مي شود كه اسطوره هاي ملت ها تضعيف ، تخريب و نابود شوند و يا آنچنان بر قوميتها تأكيد ميكنند و با ايجاد فرقه هاي جديد و دست ساخته تلاش مي كنند تا درگيري هاي داخلي و خونريزي هاي قومي را مقدمه سستي و اضمحلال فرهنگي ملت ها قرار دهند. به طوري كه ترويج فرهنگ و هنجارهاي غربي از طريق سازوكارهاي تربيتي ، آموزشي و استفاده از ابزار رسانه همچنين ترويج اسلام سكولار و تقويت سلفي گري و گرايش به مذاهب انحرافي از بخشهاي مهم و نرم افزاري طرح خاورميانه بزرگ است. نومحافظه كاران معتقدند با تحقق اين بخش مهمترين مانع در برابر غرب يعني تمدن اسلامي را دچار استحاله كرده و در هنجارهاي غربي هضم كنند در اينجا بارديگر به اين نكته مهم اشاره مي كنيم كه پشت پرده غرب، تفكر صهيونيسم با آرمان سيطره بر جهان قرار گرفته است به طور كلي شاخص ها و اهداف تهاجم فرهنگي مبتني بر تبعيض و نابرابري بين فرهنگ مهاجم و مورد هجوم است. تهاجم فرهنگي خواهان سلطه و ايجاد وابستگي است كه پيروي يك طرف و شكست طرف مقابل را به همراه دارد و استراتژي آن جنگ بي پايان، هميشگي و نابرابر است. تهاجم فرهنگي خواهان تهي شدن فرهنگ مورد هجوم از ماهيت تمدني و اخلاقي خويش و در مواردي به دليل ضعف فرهنگ مورد تهاجم،تحميل فرهنگ مهاجم صورت مي گيرد. آنچه در برابر اين سلطه گري فرهنگي مي تواند مؤثر واقع شود، تاكيد بر هويت هاي ملي و تقويت قوميت ها مبتني بر وابستگي هاي مشترك، احياي اسطوره ها و ارزشها و الگوهاي سنتي و تبيين آنها در جهت ايجاد اعتماد به نفس در ملتهاست. نامگذاري سال86 به سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي توسط مقام معظم رهبري ناظر بر همين مسئله بود كه علي رغم اينكه آمريكا در خاورميانه چندان موفق نبوده و از بعد سياسي – نظامي به اهداف خود دست نيافته اما خطر حضور و نفوذ فكري،فرهنگي آن خطري جدي است كه جوانان كشورهاي عربي – اسلامي را تهديد مي كند. نامگذاري سال 87 به عنوان سال نوآوري و شكوفايي كه موجب تقويت و تحريك هرچه بيشتر نخبگان ايراني در ورود به عرصههاي علمي و صنعتي پيشرفته و دستيابي به فناوري هستهاي ،توليد سلولهاي بنيادي و پيشرفتهاي ديگر كه همه سبب افزايش اعتماد به نفس و ايجاد روحيه افتخار ملي گرديد،موجب تهديد جدي تري عليه منافع و اهداف ناتوي فرهنگي شده است.و سال88 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف در شرايطي كه اقتصاد جهاني دچار بحراني عظيم است، ميتواند به عنوان حربهاي براي مقابله با ترويج بيماري مهلك مصرفگرايي باشد كه از طريق فرهنگ غربي به ايران اسلامي سرايت كرده است. در واقع ايران اسلامي با اثبات قابليت هاي اسلام درحوزه هاي گوناگون توانست اين دين مبين را به عنوان تفكر و مدل زندگي برتر كه توانايي اداره جهان را دارد،معرفي كند و غرب صهيونيستي را از توانايي هاي بالقوه اسلام ناب به وحشت اندازد.
بي شك تاكيد بر تركيبي از هويت اسلامي و ملي ايران است كه مي تواند ما را در ادامه اين كارزار خطير ،قدرتمند و ثابت قدم ياري رساند و همه انديشمندان و روشنفكران دنياي اسلام و ايران عزيز بايد مباني واصول هويتي خود را چراغ راهي قرار دهند كه طولاني و پر فراز و نشيب است و انشاالله اين راه به حكومت جهاني اسلام به رهبري امام عدالت (مهدي موعود)ختم خواهد شد.

منابع:

1_دهقانينيا،اميررضا،مقاومت فرهنگي در بستر هويت ملي،فصلنامه كتاب نقد ،شماره28،پاييز82.
2_ لاريجاني،محمدجواد،فكراسلامي و چالشهاي معاصر،ويژه نامه تاريخ فردا.
3_نقئي،زهرا،تاملي بر چرايي و پيامدهاي ناسيوناليسم، فصلنامه كتاب نقد ،شماره28،پاييز82.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *